لسان الملك سپهر

274

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

ميان ايشان بانگ هياهوئى برخاست . احوص گفت : چيست اين بانگ پياپى . گفتند : عمرو بن عبد اللّه بن جعده در ميان بنى عامر افتاده و ضعيفان و زنان را از گروه دور مىكند . احوص او را طلب كرد و گفت : اين چه كار است كه پيش گرفته‌اى ؟ عمرو گفت : ما اشدّ و اعزّ عرب بوديم و تو ما را ذليل و هزيمتى كردى ، پس چگونه توانيم حفظ زنان و ضعيفان كنيم . احوص گفت : با اين انبوه عرب چه مىتوان كرد ؟ گفت : به شعب جبله مىرويم و زنان و ضعيفان را در فراز جبل به سنگرى جاى مىدهيم و خود از پيش روى ايشان سنگرى ديگر كرده اقامت مىجوئيم و آب و علف آن جبل معاش ما را كفايت كند و اگر دشمن قصد ما كند از بلندى دفع او كنيم و خصم را چون در بيابان آب و علف به دست نشود كار بر او تنگ شود و زيستن نتواند كرد . احوص گفت : سوگند با خداى كه اين رأى محكم است و بفرمود تا قوم مراجعت كردند و از آنجا به شعب جبله آمدند . و جبله كوهى حمراست ميان شريف و شرف كه نام دو چشمهء آب است از براى بنى نمير و بنى كلاب . بالجمله احوص و جملهء قبايل بدان كوه برشدند به شعبى كه آن را شعب مسلخ مىناميدند و شعاب كوه را با اقداح قسمت كردند و زنان و اموال خود را در سر كوه بازداشتند و از بنو عبس بن رفاعه و بنى سعد بن بكر و قبايل بجيله مانند دعاوية بن عامر و شحمة بن بجيله و عرينه و بنو قطيعه و نصيب بن عبد اللّه و بنى كلاب و بنى ابى بكر و گروهى از عكل سى هزار ( 30000 ) مرد جنگى در زير رايت بنى عامر فراهم شدند . رمز كرب و از آن سوى بنى تميم و بنى اسد و آل ذبيان و جماعت بارق از آل مزيقيا لشكرهاى خود را آراسته راه جبله پيش گرفتند و بدان بودند كه ناگاه بر عامريون حمله برند . در ميان راه كرب بن صفوان بن شحبة ابن عطارد بن عوف بن كعب بن سعد بن زيد مناة « 1 » بديشان بازخورد بزرگان ذبيان چون كرب را ديدند گفتند : مبادا او

--> ( 1 ) . ابن اثير : كرب بن صفوان حباب سعدى ( تاريخ كامل ، 2 / 683 ) .